به گزارش پرتال حمل و نقل ، ارتباط میان شهر و حمل و نقل یکی از بنیادی ترین محورهای برنامه ریزی شهری است . این دو سیستم در یک رابطه متقابل و پویا قرار دارند و همچنین ساختار و عملکرد دیگری را تحت تأثیر قرار می دهد ، به طوریکه ساختار کالبدی شهر ، الگوهای کاربری زمین ، فعالیت های اقتصادی و کیفیت زندگی ، همگی تحت تأثیر سیستم حمل و نقل هستند و در مقابل ، سیاست های حمل و نقل نیز به شدت از ویژگی های شهر تأثیر می پذیرند .
درک این ارتباط ، شرط طراحی شهری کارآمد ، پایدار و انسان محور است . هدف اصلی ، دستیابی به سیستمی است که بتواند حرکت انسان و کالا را با حداکثر کارایی و حداقل پیامدهای منفی در فضای شهری فراهم کند .
حمل و نقلی کی از اصلی ترین عناصر سازمان دهنده فضا در شهر است . یکی از مهمترین جنبه های این ارتباط ، تأثیر نوع و کیفیت حمل و نقل بر الگوی رشد شهر است ؛ در شهرهایی که بر خودرو شخصی تکیه
دارند ، توسعه اغلب به صورت افقی و پراکنده شکل می گیرد ؛ زیرا نیاز به فضاهای گسترده برای شبکه راه ها و پارکینگ ها وجود دارد .
در مقابل ، سیستم های حمل و نقل عمومی کارآمد مانند مترو ، اتوبوس تندرو و خطوط ریلی شهری ، الگوی توسعه متراکم و کارآمد را تقویت می کنند و موجب کاهش هزینه های زیرساختی و حفظ منابع محیطی می شوند . شبکه های حمل و نقل به ویژه شبکه های اصلی (بزرگراه ها ،خیابان های شریانی ، خطوط مترو و مسیرهای اتوبوس تندرو) جریان حرکت انسان و کالا را هدایت می کنند و به همین دلیل در تعیین شکل کالبدی شهر نقش اساسی ایفا می کنند .
شهرهایی که بر حمل و نقل عمومی کارآمد تکیه دارند ، معمولا از توسعه متراکم ، مختلط و انسان محور برخوردارند ؛ این الگو که با عنوان توسعه مبتنی بر حمل و نقل عمومی شناخته می شود و سبب می شود فعالیت های شهری حول ایستگاه های حمل و نقل قرار گیرند و فاصله سفرهای روزانه کاهش یابد . در حالی که شهرهای متکی بر خودرو شخصی معمولا دچار گسترش پراکنده ، افزایش سفرهای طولانی و وابستگی شدید به جاده ها و سوخت های فسیلی می شوند ، این الگو هزینه های زیرساختی را بالا برده و پایداری زیست محیطی را تضعیف می کند .
کاربری های زمین ، میزان و نوع سفرهای شهری را تعیین می کنند . کاربری های تولیدکننده سفر (مانند مراکز تجاری بزرگ ، پردیس های دانشگاهی ، بیمارستان ها) و کاربری های جذب کننده سفر ، تقاضای حمل و نقل را شکل می دهند . تغییرات در کاربری زمین ، نوع فعالیت ها و سطح خدمات شهری ، مقدار و الگوی تولید و جذب سفر را تعیی نمی کند . برنامه ریزی حمل و نقل باید تعادل بین عرضه (شبکه راه ها ، خطوط مترو ، اتوبوس و…) و تقاضای سفر را برقرار کند . عدم هماهنگی میان توسعه شهری و سیستم حمل و نقل و همچنین توسعه شهری بدون توجه به ظرفیت و ساختار شبکه حمل و نقل انجام شود ، موجب تراکم بیش از حد ، کاهش سرعت جریان ترافیک و ناکارآمدی زیرساخت ها می شود .
تحلیل تقاضای سفر ، یکی از عناصر کلیدی در برنامه ریزی است زیرا نشان می دهد که شهر چه نوع شبکه ای نیاز دارد و ظرفیت آن باید چه مقدار باشد . از دید برنامه ریزی ، هماهنگی میان سیاست های کاربری زمین و حمل و نقل یکی از پیش شرط های ایجاد شهری کارآمد و دسترس پذیر است . هر شهر با توجه به جمعیت ، کاربری زمین ، اقتصاد و الگوی فعالیت هایش ، الگوی خاصی از «تقاضای سفر» دارد . این تقاضا نه تنها شامل حجم سفرهاست ، بلکه شامل مقصد ، زمان ، نحوه سفر و طول سفر نیز می شود ؛ اگر مدیریت تقاضا صورت نگیرد ، حتی گسترش زیرساخت ها نیز قادر به حل مشکلات نیست . سیاست هایی مانند توسعه حمل و نقل عمومی ، قیمت گذاری ترافیک ، پارکینگ مدیریت شده وتشویق سفرهای غیرموتوری ، ابزارهایی مؤثر برای مدیریت تقاضا هستند و موجب بهبود جریان حرکت و کاهش بار شبکه می شوند .
دسترسی پذیری یکی از کلیدی ترین شاخص های عدالت شهری است . برنامه ریزی حمل و نقل بیش از آنکه یک فرایند فنی باشد ، یک فرایند اجتماعی است . توزیع نامتوازن امکانات حمل و نقل ، موجب نابرابری در دسترسی به شغل ، آموزش ، درمان ، تفریح و سایر خدمات شهری می شود . نابرابری در دسترسی به حمل و نقل می تواند منجر به حذف اجتماعی ، محدودیت فرصت ها و کاهش کیفیت زندگی شود . گروه هایی مانند سالمندان ، کودکان ، افراد کم درآمد یا فاقد خودرو ، بیشترین آسیب را از سیستم ناکارآمد می بینند .
هدف رویکرد «حمل و نقل برابر» ، کاهش این شکاف ها و فراهم کردن فرصت های برابر برای همه شهروندان است . سیستم حمل و نقل کارآمد ، محرک توسعه اقتصادی است . یک شهر بدون حمل و نقل کارآمد ، از نظر اقتصادی دچار عقب ماندگی می شود . کاهش زمان سفر ، افزایش قابلیت پیشبینی جابه جایی و بهبود اتصال میان مراکز تولید و مصرف ، باعث افزایش رقابتپذیری اقتصادی شهر و در نهایت موجب رشد اقتصادی می شود .
وجود ایستگاه های حمل و نقل عمومی با کیفیت ، ارزش اقتصادی اراضی را افزایش می دهد و امکان توسعه فعالیت های تجاری و خدماتی را در مجاورت آن ها فراهم می کند . از طرف دیگر ، هزینه های ناشی از تأخیر ، ترافیک و سوخت ، هزینه های پنهان اقتصاد شهری هستند که نبود برنامه ریزی صحیح آنها را تشدید می کند .
هیچ سیستم حمل و نقلی بدون هماهنگی با کاربری زمین ، جمعیت ، اقتصاد شهری و زیرساخت های موجود مؤثر نخواهد بود . برنامه ریزی یکپارچه بر ایجاد تعادل میان نیازهای جامعه ، قابلیت های فنی و منابع زیست محیطی تأکید دارد . این یکپارچگی ، پایه ایجاد شهری زیست پذیر ، پویا ، کارآمد و مبتنی بر دسترسی پذیری پایدار است .
در مجموع ، میتوان گفت حمل و نقل نه تنها شریان حیاتی حرکت در شهر است ، بلکه عاملی تعیین کننده در شکل دهی آینده شهرها محسوب می شود . برنامه ریزی شهری و حمل و نقل باید به صورت هماهنگ ، یکپارچه و آینده نگر انجام شود تا شهری کارآمد ، عادلانه و زیست پذیر برای نسل های آینده ایجاد شود . یک سیستم حمل و نقل جدا از سیاست های شهری ، نه تنها کارآمد نخواهد بود ، بلکه خود به منبع مشکلات جدید تبدیل می شود . یکپارچگی ، شرط ایجاد شهری پایدار ، کارآمد ، انسان محور و زیست پذیر است .
چرا ارتباط بین شهر و حمل و نقل تا این اندازه در برنامه ریزی شهری اهمیت دارد ؟
این دو کاملا به هم وابسته اند . حمل و نقل تعیین می کند شهر چگونه رشد کند ، مردم کجا زندگی و کار کنند ، فعالیت ها چگونه توزیع شوند و کیفیت زندگی در چه سطحی قرار بگیرد . از طرف دیگر ، ساختار کالبدی و کاربری زمین نیز تعیین می کند مردم چقدر ، چگونه و به کجا سفر کنند . پس یک ارتباط دو طرفه و دائمی است .
شهرها دقیقا چگونه بر تقاضای سفر اثر می گذارند ؟
هر نوع کاربری تولیدکننده یا جذب کننده سفر است . اگر این کاربری ها بدون توجه به دسترسی و شبکه حمل و نقل گسترش یابند ، حجم سفر افزایش می یابد و شبکه دچار ازدحام می شود . حتی یک مرکز خرید بزرگ یا یک دانشگاه می تواند الگوی سفر در یک منطقه را تغییر دهد .
حمل و نقل چگونه بر الگوی توسعه شهری تأثیر می گذارد ؟
وجود خطوط مترو یا خیابان های شریانی قوی ، فعالیت ها را به سمت خود جذب می کنند . اطراف ایستگاه های مترو معمولا متراکم تر ، مختلط تر و فعال تر می شود . در مقابل ، اتکا به خودرو شخصی شهر را پراکنده و افقی می کند . نتیجه این می شود که شهرها بزرگتر ، گران تر و کم کیفیت تر شوند .
نقش حمل و نقل در عدالت اجتماعی چیست ؟
دسترسی برابر به خدمات ، اشتغال ، آموزش ، سلامت و امکانات ، وابسته به سیستم حمل و نقل است . اگر یک فرد خودرو نداشته باشد ولی شهر به شکل خودرومحور ساخته شده باشد ، اعمال از بسیاری فرصت ها محروم می شود . حمل و نقل عمومی کارآمد می تواند فاصله اقشار اجتماعی را کاهش دهد و برابری ایجاد کند .
هیچ شهری بدون حمل و نقل کارآمد پایدار نمی ماند و هیچ سیستم حمل و نقل موفقی بدون توجه به ساختار و سیاست های شهری قابل تحقق نیست . هماهنگی این دو اصل ، شرط ایجاد شهری زیست پذیر ، انسان محور و کارآمد است .
منبع: پرتال حمل و نقل :: به نقل از انجمن حمل و نقل پاک و پایدار






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.