به گزارش پرتال حمل و نقل ، این محاصره در بهترین حالت بین ۲۰ تا ۳۰ درصد به خاطر افزایش هزینه واردات ، تورم ایجاد میکند و تولید ناخالص داخلی را ۵٪ کاهش خواهد داد .
در زیر به دلایل این ادعا میپردازیم :
محاصره دریایی زمانی کامل تلقی میشود که تمام بنادر و سواحل هدف تحت نظارت دائم نیروی دریایی باشد ، هر شناور صرفنظر از پرچم ، متوقف ، بازرسی و در صورت حمل کالای ممنوعه ، توقیف شود و منطقه محاصره اعلام و به همه کشورها اطلاع داده شود و آنها نیز از این محاصره اطاعت کنند . آمریکا در عمل از مدل مقابله با قاچاق کالا (پی.اس.آی) استفاده میکند که حتی شامل بازرسی داوطلبانه در آبهای بینالمللی است .
آمریکا از سال ۱۹۶۲ کوبا را محاصره کرد که منجر به بحران موشکی بین دو ابرقدرت شد ، اما پس از توافق ، محاصره تا امروز با شدت و ضعف ادامه دارد . همچنین آمریکا تلاش کرد محاصره نفتی ونزوئلا را از ۲۰۱۹ ایجاد کند ، اما روسیه و چین با ارسال کشتیهای حامل بنزین و استفاده از سوآپ در کارائیب ، آن را خنثی کردند . صادرات نفت ونزوئلا در بدترین ماه به ۳۰۰ هزار بشکه در روز رسید اما هیچگاه محاصره کامل نبود .
در حقیقت محاصره ایران توسط آمریکا سومین محاصره اعلان شده توسط این کشور است که احتمالا برای مدت طولانی در نظر دارد اعمال کند . محاصرهای که هیچ گاه به صورت کامل قابل تحقق نیست . اول اینکه محاصره وقتی معنی پیدا میکند که تمام بنادر و سواحل را در بر گیرد در حالی که آمریکا صرفا به ایجاد یک خط قرمز در دریای مکران اشاره کرده است که طبق قانون آبهای سرزمینی پاکستان و عمان را شامل نمیشود . (یعنی هر گاه به دلایلی این دو کشور حاضر به همکاری باشند به راحتی عبور از این محاصره ممکن خواهد بود) همچنین کشورهای خلیج فارس شامل عراق به عنوان مقاصد عبور از خط محاصره تا حدودی خارج از کنترل نیروهای آمریکایی هستند و با توان فعلی جابجایی کالا در خلیج فارس توسط قایقهای متعدد کوچک و متوسط غیر قابل ردیابی است و از ابتدا چین و روسیه اعلام کردهاند که هیچ موافقت و همراهی با این محاصره نخواهند داشت .
با این حال ۹۸٪ صادرات نفتی ایران از این خط عبور میکند و ۸۵ درصد از واردات کانتینری ایران از این جا صورت میگیرد . در نتیجه نمیتوان گفت که حتی با فرض کامل نبودن محاصره اثرپذیری ایران از آن کم خواهد بود . از طرف دیگر ۹۳٪ صادرات نفت ایران به چین و اکثر واردات نیز قابلیت انجام از مسیر چین را دارد و از این سو شاید گفته شود تقریبا با حمایت چین این سیاست از پیش شکست خورده محسوب میشود . اما تقابل چین و آمریکا در این صورت از یک کنش بیطرفانه به یک رفتار موثر در جنگ تبدیل میشود که با توجه به سیاست چین منجر به انعطاف خواهد بود و احتمالا چین تا حدودی این سیاست را با روشهایی معتدل خواهد کرد اما انگیزهای در حال حاضر برای حذف اثر آن نخواهد داشت .
حال با فرض آن که با وجود کاهش درآمدهای نفتی ایران بتواند نقدینگی خود را از روشهای دیگر تأمین نماید اما باز برای واردات با مشکلاتی مواجه خواهد بود . ۶۵٪ کالاهای وارداتی ایران به سه گروه تعلق دارد : غلات و روغن خوراکی ، مواد اولیه صنعتی و ماشینآلات خط تولید . این سه گروه بیشتر از مسیر دریا وارد کشور میشوند .
حذف درآمدهای نفتی و افزایش قیمت واردات کالا اهداف اصلی این محاصره هستند اما برای مقابله با آن ایران باید با شدت تمام از ظرفیتهای زمینی و شمالی خود استفاده کند . کریدور شمال به جنوب میتواند تا ۳۰٪ حجم واردات کانتینری به میزان ۱۵ میلیون تن را پوشش دهد و بنادر دریای خزر ظرفیت تخلیه ۹ میلیون تن کالا را در سال دارند. این فقط به ظرفیت ممکن برای اتصال ایران به شمال شامل روسیه، چین (از طریق قزاقستان) برمیگردد . همچنین مسیر ریلی ایران و چین در سالهای گذشته شاهد رشد بسیار سریع بوده و با توجه به فاصله ۱۰ هزار کیلومتری ایران و چین حمل ریلی البته با هزینه بالاتر میتواند جایگزین حمل دریایی شود . اما همه اینها نمیتوانند حتی در بهترین شرایط ۵۰٪ از ظرفیت جنوب را پوشش دهند . همچنین هزینه حمل در خصوص بسیاری از کالاها منجر به تورم خواهد شد .
راه حل دیگر استفاده از ظرفیت خلیج فارس است . بسیاری از مبادلات میتواند نه در بندر بلکه در دریا صورت گیرد . ابتکاری که در زمان محاصره ونزوئلا توسط روسیه انجام شد و سالها قبل از آن ایران در خصوص دور زدن تحریم از آن استفاده میکرد . هر چند این موضوع هم منجر به افزایش قیمتها میشود و در بعضی موارد در خصوص کشتیهای بزرگ فلهبر نیاز به ابتکار عمل و ایجاد روشهای جدید برای اجرای آن است . برای مثال در ونزوئلا کشتیهای خاصی طراحی شدند تا کالاها را به صورت فله از بندر تحویل گرفته و به نزدیکی کشتی اصلی هدایت کنند .
ظرفیت مغفول دیگر مبادی غیر رسمی است . طبق گزارش سازمان ملل ایران یکی از قطبهای اصلی قاچاق کالا بوده و این موضوع در طول سالیان مختلف مشکلاتی را برای اقتصاد ایران ایجاد کرده اما همین مشکل امروز به یک ظرفیت تبدیل شده است . پیشبینی میشود ظرفیت این جابجایی معادل ۵۰٪ واردات رسمی باشد . همچنین بیش از ۳۰۰۰ لنج ایرانی در خلیج فارس با ظرفیت مجموع ۱۵۰ هزار تن یک برگ برنده ایران در این مبارزه خواهد بود .
در نهایت به نظر میرسد این محاصره در بلند مدت تبدیل به یک تعادل جدید خواهد شد . موضوعی که برای ایران قابل تحمل اما دردناک خواهد بود و تنها موضوعی که باید برای کاهش اثرات آن در نظر گرفته شود ابتکار و تلاش ایرانیان برای استفاده از ظرفیتهای جایگزین خواهد بود . تخمین اثرگذاری این محاصره بر اقتصاد کشور امری است که باید توسط متخصصان صورت گیرد اما پیشبینی مدلها این است که این محاصره در بهترین حالت بین ۲۰ تا ۳۰ درصد به خاطر افزایش هزینه واردات تورم ایجاد میکند و با توجه به انتظار تورمی شکلگرفته در ایران میتواند اثرات بسیار سنگینی بر کشور بگذارد . هر چند این ضربه در صورت تحمل تکرارپذیر نیست و اثر محاصره دریایی در قیمت مواد تنها یک بار خواهد بود . همچنین اثر این محاصره در کاهش تولید ناخالص داخلی در بهترین حالت حدود ۵٪ تخمین زده میشود .
هر چند ایران در این جنگ تلاش میکند با رو کردن از برگههای جدید محاصره دریایی را بشکند اما برگه محاصره دریایی ارزش چندانی در مقابل تنگه هرمز ندارد . اگر واقعبین باشیم ایران با ۱۵ کشور مرز مستقیم آبی یا خاکی دارد که جمعیت آنها بالغ بر ۳۰۰ میلیون نفر است . محاصره چنین کشوری تقریبا غیر ممکن است . اما قطعا اثرات محاصره دریایی بر اقتصاد ایران قابل کتمان نیست . به امید پیروزی ایران .
منبع: پرتال حمل و نقل :: به نقل از دادسخن






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.