بررسیها نشان میدهد عامل انسانی در این زمینه نقش تعیین کنندهای دارد و مواردی مانند بد رانندگی کردن و عدم توجه به قانون و مقررات در بسیاری موارد به فاجعه منجر میشود.
در این راستا، بررسی های متعددی در خصوص رابطه بین ویژگیهای شخصیتی و رفتار رانندگی صورت گرفته است. شاید در وهله نخست به نظر برسد، عناصر خاصی از شخصیت باعث رفتارهای قانونشکنانه در رانندگی می شود، به طوریکه این رفتارها منجر به برآورده شدن برخی از نیازهای روانی فرد میگردد، به عبارت دیگر، زمانیکه رانندگی ناایمن ما، ایرانیها، مورد توجه صاحبنظران قرار میگیرد، رفتاری فردی به نظر میرسد که نیازمند مداخلات روانشناسان است. هر چند نمی توان منکر ارتباط مستقیم اختلالات روانی و رفتاری در رانندگی ناایمن شد، اما شاید بتوان رانندگی ناایمن ایرانیان را بیش از آنکه رفتاری فردی و وابسته به روان تلقی کرد، رفتاری اجتماعی دانست، چراکه به گواه بسیاری از ناظران، ایرانیانی که در سایر کشورهای اروپایی زندگی می کنند، بسیار هنجارمندانه عمل می کنند. بر این اساس، از منظر اجتماعی، چالش رانندگی در حوزه کنشگران با حجم سرمایه اجتماعی افراد ارتباط مستقیم دارد.

سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستمهای اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه و پایین آمدن سطح هزینههای تبادلات و ارتباطات میشود. با این تعریف، سرمایه اجتماعی را میتوان حاصل پدیدههای همچون اعتماد متقابل؛ تعامل اجتماعی متقابل؛ گروههای اجتماعی؛ احساس هویت جمعی و گروهی؛ احساس وجود تصویری مشترک از آینده و کار گروهی در یک سیستم اجتماعی دانست.
به طور کلی، میتوان مهمترین ابعاد سرمایه اجتماعی را اعتماد اجتماعی و عمل جمعی دانست. مفاهیمی که ربط وثیقی به چگونگی رانندگی افراد یک جامعه دارد. چرا که مادامی که هر کس به دنبال منفعت فردی خود است و خیر جمعی جایگاهی ندارد، صحبت از ارتقای سطح رانندگی همگانی، گفتهای نامعقول به نظر میرسد.
نفع جمعی نشان دهنده تمایل افراد برای مشارکت در رفع مشکل جمعی است. نفع جمعی در شکل علاقه به در گروه بودن یا منافع جمع را به منافع فردی ترجیح دادن ظاهر میشود. منفعت فردی و جمعی همیشه بر هم منطبق نمی باشد و گاهی بین آنها تضاد شکل میگیرد. در چنین موقعیتی هر کنشگر با دوگزینه روبروست که میبایست بین آنها دست به انتخاب بزند. رفتار همیارانه و رفتار غیر همیارانه. رفتار همیارانه رفتار کردن در جهت منافع جمعی در موقعیتهای دوراهی اجتماعی است و رفتار غیر همیارانه رفتاری است که در آن منافع جمعی نادیده گرفته می شود. برای هر کنشگر انتخاب گزینه همیارانه نفع بیشتری دارد، اما اگر تعداد زیادی از کنشگران رفتار غیر همیارانه را انتخاب کنند، همه کنشگران در مقایسه با وضعیتی که رفتار غیر همیارانه دارند، متضرر می شوند.
رانندگی در ایران، از جمله موقعیتهای اجتماعی است که دو راهی اجتماعی در آن معنا دارد. سطح پائین تمایلات جمع گرایانه موجب شده که کنشگران رانندگی، رفتار غیرهمیارانه را در پیش گیرند و بنابراین رانندگی بیش از آنکه امری جمعی باشد، امری فردی تلقی میشود که برای کنشگران این عرصه به معنای آنست که می بایست در این رقابت خود را با خودرو به مقصد برسانند و بنابراین هر فضای خالی که پیدا شود، مرا زودتر از دیگران به مقصد میرساند. اینکه تقریبا قریب به اتفاق عاملان حرکت خودروها رفتاری غیرهمیارانه در پیش گرفته اند منجر به آن شده است که همه کنشگران از آسیب های این حوزه متضرر شوند. افزایش شمار تلفات و مجروحان رانندگی، هرج ومرج و ناامینی ، فشارهای روحی و روانی تنها برخی از آسیبهایی هستند که قابل ذکر است.
در حالیکه رانندگی در کشورهای اروپایی کنشی جمعی است، به طوریکه افراد با احترام به منافع جمعی، به منافع فردی آن همچون افزایش سرعت خودروها، کاهش احتمال تصادفات رانندگی و آرامش روانی نیز دست می یابند. چراکه کنشگران می دانند که این «جریان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد میرساند. این نوع نگاه است که مولد نظم رانندگی در کشورهای اروپایی است. نتایج مطالعاتی نیز که در حوزه سرمایه اجتماعی در کشور صورت گرفته است نشان دهنده آنست که هنجار عمل جمعی یا جمع گرایی در کشور ما به شدت رو به افول است. پدیده ای که نتایجش در همه عرصه های زندگی ما به خوبی مشهود است.

یکی دیگر از ابعاد سرمایه اجتماعی که رابطه محکمی با چگونگی رانندگی افراد دارد، اعتماد اجتماعی است. ارتباط اعتماد و تخلفات رانندگی زمانی آشکار می شود که بدانیم رانندگان وسایل نقلیه، رانندگی را امری میدانند که تحت ضوابط قانونی است که مسئول اجرای آن، پلیس راهنمایی و رانندگی است. از اینرو، زمانی که پلیس حضور ندارد، به مراتب پایبندی کمتری به قانون را دارند. چه بسیار شاهد آن بوده ایم که در جادهها که مرگ در کمین رانندگان وسایل نقلیه و سرنشینانشان نشسته است، راکبان خودروها یکدیگر را از حضور پلیس در چند صدمتر جلوتر مطلع میکنند، گویی رانندگان خود را در نوعی اتحاد نانوشته در مقابل مأموران راهنمایی و رانندگی می بینند. تخلفات آگاهانه رانندگان، مولود عدم احساس همبستگی شهروندان و پلیس است. شهروندانی که قوانین راهنمایی و رانندگی موجود را قوانینی ناعادلانه می دانند و تخطی از قوانین را مصداق تحقق حقوق از دست رفته شان.
نتایج کار پیمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با عنوان «سنجش افکار و ارزشهای ایرانیان» در سال 1379 و طرح ملی وزارت کشور با عنوان سنجش و تبیین سرمایه اجتماعی در ایران در سال 1384 ، نشان دهنده افول اعتماداجتماعی و اعتماد به نهادهای مختلف از جمله پلیس است. به بیان دیگر، میتوان گفت افول اعتماد اجتماعی در جامعه، خود را به صورت مخدوش شدن روابط بین کنشگران اجتماعی نشان میدهد. به گونهایکه روابط رانندگان وسایل نقلیه با یکدیگر، با عاملان ایجاد نظم، با عابران و حتی با مسافران غیر اجتماعی است.
شاید وقت آن رسیده است که دیگر دیدگاه خود را از رویکردی فردگرایانه نسبت به شهروندان متخلف راهنمایی و رانندگی تغییر دهیم و بپذیریم که عنصری فراتر از فرد، در هماهنگی با قوانین راهنمایی و رانندگی دخالت دارد و آن حجم سرمایه اجتماعی جامعه است.
نویسنده مقاله :مریم زارعیان
| نویسندگان/گردآورندگان: |
| سیدناصر سعیدی |
| امیرسعید نورامین |
| منصور جوادپور |
| امیرحسین مطهری |
منبع: پرتال جامع اطلاعات تخصصی صنعت حمل ونقل :: www.iranway.com ::






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.