به گزارش پایگاه اطلاع رسانی Iranway ، دهلینو در جولای ۲۰۱۵ ، قراردادی به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار جهت توسعه بندر چابهار امضا کرد . چابهار ، میتواند دروازهای برای کالاهای هند به آسیای مرکزی باشد . بندر گوادر ، در نزدیکی چابهار است . همین امر ، چالشهایی را برای چابهار به همراه دارد .
در این گزارش تحلیلی به بررسی پنج چالش اصلی گوادر و چابهار پرداخته شده است .
۱ . تجربه
اولین بار است که هند با چنین قدرتی برای سرمایهگذاری در یک بندر خارجی قدم برداشته است . چابهار به لحاظ جغرافیایی برای دهلینو بسیار مهم است ، زیرا در محدوده اقیانوس هند قرار ندارد (جاییکه هند نه تنها دارای چندین بندر کاربردی است ، بلکه نیروی دریایی هند نیز در آنجا مستقر است) . در چابهار ، هند یک کشور مهمان است . مرزها و آبهای حوزه آن فاصله بسیار زیادی با چابهار دارند . علاوه بر این ، راههای حملونقل کالا به چابهار نیز تحت نظارت فعال نیروی دریایی پاکستان است ، که دید بسیار خوبی به آبهای آزاد و آبهای بینالمللی مجاور دارند . از طرفی دیگر ، گوادار نه تنها توسط چین توسعه پیدا میکند (که تجربهای فراوان در پروژههای زیرساختی خارج از کشور دارد) بلکه دولت پاکستان ، کنترل بندر گوادر را نیز به چین تحویل داده است . تهران چنین اقدام مشابهی را انجام نخواهد داد (با مبنا قرار دادن قرارداد وضع شده با هند) .
۲ . امنیت
بعد از چابهار ، توقف بعدی کالاهای هندی ، کشور افغانستان است . پس از آن به کشورهای آسیای میانه راه پیدا میکنند . گرچه هند با دولتهای بعد از سال ۲۰۰۱ افغانستان ، روابط دوستانهای پیدا کرده و ۲ میلیارد دلار در آنجا سرمایهگذاری کرده است . اما ، در مناطق اصلی افغانستان ، امنیت کافی وجود ندارد . علاوه بر این ، طالبان ، اصلیترین گروه شورشی در افغانستان ، هیچ دوستی با هند ندارد (چون هند از اتحادهای ضدطالبان حمایت کرده است) .

۳ . ایران
پس از توافق برجام ، انتظار میرفت این پروژه پیشرفت بیشتری داشته باشد ، که چنین نشد . همچنین آیتالله خامنهای ، رهبر جمهوری اسلامی ایران ، مطرح کرد : "ایران بر سر بحرانهای منطقه با آمریکا همکاری نمیکند ، زیرا هدف آنها در منطقه ۱۸۰ درجه با ایران مخالف است". با توجه به این سناریو ، احتمال لغو تحریمها علیه ایران دوباره در هالهای از ابهام قرار میگیرد . عدم اطمینان در مورد تحریمها ، بدونشک ، میتواند عواقب منفی برای قرارداد هند و ایران داشته باشد . در حالی که گوادر ، چنین مشکلاتی ندارد و هیچ محدودیتی برای سرمایهگذاری چین در گوادر وجود ندارد . پاکستان نیز تحت هیچ نوع تحریم سازمان ملل نیست . علاوه بر این ، چین قدرت وتو کردن در شورای امنیت سازمان ملل متحد را دارد .
۴ . افغانستان
با وجود تقویت روابط دیپلماتیک ، سیاسی و اقتصادی هند و افغانستان ، هنوز نقش و نفوذ پاکستان در افغانستان ناپدید نشده است . گرچه دولت مرکزی افغانستان بیشتر به هند متکی است ؛ اما پاکستان با چندین گروه قومی و نژادی ارتباط دارد که بخش مهمی از جامعه افغانستان را تشکیل میدهند . علاوه بر این ، چین و پاکستان به شدت در پروژه ۴۶ میلیارد دلاری کریدور اقتصادی چین – پاکستان (CPEC) که در نقطه آخر به گوادر میرسد ، در حال همکاری هستند . چین نمیخواهد چنین سرمایهگذاری عظیمی هدر رود . به این ترتیب هرگونه امکان وجود دارد که پکن و اسلامآباد دست به دست هم دهند تا مانع انعطافپذیری سیاسی و اقتصادی افغانستان شوند و رویای دسترسی هند به آسیای میانه را مختل کنند .
۵ . همکاری و رقابت
هیچ رقابت اقتصادی بین پاکستان و چین وجود ندارد . سرمایهگذاری چین در پاکستان با هدف افزایش تجارت با بخش دیگر آسیا است و پاکستان مانع تلاش چین برای رسیدن به خاورمیانه و خلیجفارس نخواهد شد. پاکستان در حال دریافت سرمایههای عظیم چین است که ساختار ضعیف اقتصادیاش را اصلاح میکند . توسعه زیرساختی گوادر در کریدور اقتصادی چین – پاکستان (CPEC) ، در حالت کلی به پاکستان کمک خواهد کرد تا تجارت خود را با چین و خاورمیانه افزایش دهد، اما این به معنای آن نیست که جریان کالاها و تجارت چین را متوقف کند . از طرفی پویایی ایران و هند متفاوت است . پس از توافق جولای ۲۰۱۵ ، تهران تلاش میکند تا با سرعت بخشیدن به تجارت خود، و بیرون آمدن از انزوا و قرار گرفتن در مسیرهای بینالمللی ، چرخه اقتصادیاش را به حرکت درآورد .
جمعبندی
پیشرفت هر دو بندر میتواند به میلیونها نفر کمک کند . یکپارچگی و همکاریهای اقتصادی تنها چیزی است که جنوب آسیا نیاز دارد . با این وجود ، این امر مستلزم همکاری قوی میان تمام طرفین درگیر و حلوفصل تمام سوء تفاهمات استراتژیک و سیاسی است .
منبع: پرتال جامع اطلاعات تخصصی صنعت حمل و نقل :: www.iranway.com :: به نقل از آمادگران






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.