به گزارش پایگاه اطلاع رسانی Iranway ، وزیر راه و شهرسازی طی یادداشتی تحتعنوان شهردار تهران به اهمیت و تاثیر انتخاب شهردار یک شهر با نگاه ملی به آینده توسعه شهری در ایران پرداخت .
متن یادداشت وزیر راه و شهرسازی تحت عنوان شهردار تهران به شرح زیر است :
انتخاب شهردار تهران موضوعی است که مدتی است نقل محفلهاست . در تهران ، این انتخاب فراتر از تعیین یک شهردار برای یک شهر است چرا که این انتخاب در تنظیم نگاهی ملی به آینده توسعهی شهری در ایران تاثیر فراوانی دارد . بنابراین ، سؤال بنیادین این است که انتظار داریم شهردار چه مسالهای را حل کند ؟ و یا بهتر بگوییم شهردار در کنار شورای شهر و در هماهنگی با دولت مرکزی چه مسالهای را میخواند حل کنند ؟ قاعدتا این انتخاب باید معطوف به پاسخ به این سؤال باید باشد . تهران همانند سایر کلانشهرهای ایران دچار دو چالش بنیادین ؛ زیستپذیری شهری و جابجایی و حرکت در شهر است . عملا ، انگاره غالب در مدیریت شهری در ایران فداکردن زیستپذیری شهری برای تامین سهولت امکان حرکت خودرو از مجرای شهرفروشی و آیندهی شهر بودهاست . شگفت آنکه آنچه در این رهگذر مهم نبودهاست، کیفیت زیست شهروند و حرکت پیاده است .
سال گذشته که داستان انتخاب شهردار تهران در دستور کار شورای منتخب بود ، تعدادی از اعضای شورا با من ملاقات داشتند و در این باره مشورت کردند . من به دوستان گفتم از شهردارتان چه میخواهید ؟ در ابتدا از شدت وضوح و سادگی این سؤال موجب جاخوردن دوستان شد . بلافاصله به دوستان گفتم بیش از ۳۰ سال است که به همین سؤال ساده پاسخ داده نشدهاست . اگر شهر تبدیل به جنگل ساختمانی و بیهویت شده ، اگر تمام خاطرات مردم شهر و بافتهای با ارزش آن ویران شده ، اگر باغهای شهر نابود شده ، اگر از شدت آلودگی شهر دچار تنگی نفس شده ، اگر سرعت حرکت ماشین در ساعات اوج در آزادراهها و بزرگراههای شهری به کمتر از ۷ کیلومتر در ساعت رسیده و اگر در عمل عابران پیاده به ویژه زنان ، کودکان ، سالخوردگان و معلولان حقی بر شهر ندارند ، اگر اسکان غیررسمی برابر با ۵۰% اسکان رسمی شده و مشکلات ساختاری دیگر همهی اینها بهدلیل پاسخ ندادن به همین سؤال بسیار ساده است . نشان آن هم نوع شهردارانی است که تا کنون انتخاب شدهاند .
انتظار از شهردار به تلقی ما از شهر باز میگردد . یک وقت است که ما شهر را یک سازمان اجتماعی که کوچکترین سلول تشکیلدهندهی آن شهروندان هستند قلمداد میکنیم و کالبد شهر را ظرفی برای تامین امنیت ، ایمنی ، رفاه ، سرزندگی و مبادلات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی مردم میدانیم ، در این صورت در پی شهرداری که شهر و روح شهر را بفهمد و از توسعهی شهری تلقی ارتقای کیفیت زندگی داشته باشد ، خواهیم رفت . در مقابل ، دیدگاهی وجود دارد که شهر را یک بافت کالبدی میداند و برترین تصویری که برای مدیریت شهرداری ارائه مینماید ، یک کارگاه بزرگ عمرانی است ، در این صورت شهردار باید یک مدیر پرژهی عمرانی باشد .
اینک که شورا یکبار دیگر میخواهد اقدام به انتخاب شهردار کند ، شایسته است که از خود بپرسد از شهردار چه میخواهد و برای خودش چه نقشی قائل است . من به عنوان وزیر راه و شهرسازی و مسؤول سیاستگذاری توسعه شهری در ایران خواستههای مشخصی دارم . من اول میخواهم شهردار ، تهران را تهران کند . البته این کار سخت و درازمدت است و در پارهای از موارد هم بازگشت به اصالت تهران غیر ممکن . لیکن ، با این وجود کارهای زیادی میتوان انجام داد . خیلی مهم است که شهردار یک تصویری از هویت شهر تهران داشته باشد . شهر را بفهمد . حسی هم از روح شهر داشته باشد . و برنامه بازآفرینی شهر تهران را در مفهوم کامل خود در دستور کار خود قرار دهد . در کنار محیط فرهنگی و اجتماعی شهر تهران قاعدتا شهردار باید توجهی هم به محیط طبیعی تهران داشته باشد . این شهر یک باغشهر بوده که بخش وسیعی از باغهای آن ویران شدهاست . فضاهای باغی باقیمانده و یا پادگانهای درون شهر تنها نفسکشهای تهران هستند . بجای هزینه میلیارد دلاری ساخت پل صدر میشد ، تمام باغهای پیرامونی کن ، بجز فضای سکونتگاهی آنان و یا بخش وسیعی از پادگانها خریداری و تبدیل به پارکهای عمومی میشد . تا این فضاها هم از مخاطره بورسبازان زمین خارج و هم حق مردم و مالکان به آنها داده میشد. پیشنهاد من ملیکردن باغهای باقیمانده و پادگانهای تهران با حفظ حقوق مالکان آنهاست . البته دولت باید در این ارتباط به کمک شهرداری بیاید. دوم اینکه شهر حتما نیاز به عمران و آبادانی دارد لیکن ، شهر کارگاه نیست. شهر یک سازمان اجتماعی است .

بنابراین ، شهردار باید حق مردم به شهر را تامین کند . اولین حق شهروندان ، حاکمیت قانون ، انضباط شهری و دسترسی آزاد به اطلاعات است . شهردار قانون فروش اگر از هر پنجهاش هنر ببارد بهکار شهر نمیآید . فساد در زیر چتر اتخاذ تصمیم سریع و انقلابی ، بنام خدمت به مردم و بیاعتنایی به قانون نهفتهاست . شهردار تهران باید برنامهی روشنی برای مبارزه با فساد و ایجاد شفافیت اطلاعاتی داشته باشد . سوم خواسته من از شهردار این است که به شهروندان ، سلامتشان ، کیفیت زندگیشان و حقوقشان بیش از ساختمانها اهمیت دهد . شهروندان باید دیده شوند و حرفشان شنیده شود . این یک شعار نیست ، شهرداری که این کار را بخواهد انجام دهد باید ایجاد فضاهای عمومی برای زندگی جمعی مردم و جوانان را در اولویت قرار دهد . زنان ، مردان ، جوانان ، دختران و پسران نهایتا جایی برای زندگی اجتماعی و تجربهی اجتماعی ، اعم از فرهنگی ، هنری ، شادی ، بازی ، خرید ، تفریح ، سینما ، نماز ، عزاداری ، گفتوگو و… میخواهند .
این تصور که همه چیز را میتوان در مراکز تجاری مجلل و یا بنجل خلاصه کرد بدترین تصور است . نهایتا از این مراکز شادمانی و حس رضایت بر نمیآید . بلکه برعکس پرسه و بیهدفی حاصل آن است . شهر نیازمند فضاهای عمومیاست که مردم به آنها حس تعلق داشته باشند و با آنها خود را معرفی کنند . جایی که در آنها خانوادهها به ویژه زنان و دختران احساس ایمنی کنند . چهارم شهردار باید باور داشته باشد که شهرداری نهاد حکمروایی شهری است و نه ابزار اعمال ارادهی سوداگران . به نظر میرسد در یکی دو دههی گذشته این سوداگران بودند که شهر را برنامهریزی و مدیریت میکنند. شهرداران در عمل مجری خواستههای سوداگرانه و زودگذر آنان بودند و این شد تهران که دیگر تهران نیست . پنجم آنکه شهری که در آن نمیشود نفس کشید بجای اجرای پلهای متعدد در آن باید به فکر توسعهی حملونقل عمومی ریلپایه بود. حال این میتواند توسعه مترو باشد و یا ریل سبک مانند تراموا . قاعدتا در بخش حمل و نقل خودرو محور نیز حملونقل اتوبوسهای عمومی باید اولویت داشتهباشد . ششم شهری که هر روز بیش از پانصد هزار خودرو وارد آن میشود و از آن خارج میگردد نیازمند مدیریت یکپارچه مرکز-حومه از جمله حملونقل یکپارچه درونشهری و حومهای است .
در چنین شهری زندگی حومهنشینان مستقل از مرکز نیست . شهردار تهران باید فهم روشنی از مجموعهی شهری تهران ؛ یعنی نحوهی زندگی حدود نه میلیون ساکن تهران و ۴.۵ میلیون ساکن پیرامونِ آن و تاثیر و تاثر این سکونتگاهها بر یکدیگر داشته باشد . شهر طبقاتی موجود تهران که دقیقا به محلههای فقیرنشین و غنی نشین تقسیم شده، محصول بیتوجهی به همین مطلب است. شهردار و شورای شهر تهران باید نگران بیعدالتی شهری که در تهران موج میزند باشند . هفتم توسعه در این شهر باید مبتنی بر توسعهی حملونقل عمومی با تاکید بر ریل (TOD) باشد . به عبارت دیگر توسعهی شهر باید ریلپایه باشد تا در آن هوای پاک ، سلامت ، ارزانی ، ایمنی و شادی و رضایتمندی عمومی قابل استحصال باشد . هشتم آنکه امکان انتقال مراکز لجستیکی ، انبارها و خدماتی از این دست به بیرون شهر وجود دارد . با این اقدام هم میتوان ورود ترابری سنگین به شهر را کاهش داد و هم با استفاده از اراضیای که از این رهگذر آزاد میشوند سطوح خدماتی شهر را که تهران از فقر آن در رنج است تامین کرد . نهم نهایتا هزینه شهر از جیب مردم پرداخت میشود . شهردار باید شهر را اقتصادی اداره کند . از یک طرف باید هزینه شهرداری را تا حد ممکن کاهش دهد و از طرف دیگر هر که بامش بیش برفش بیشتر . گفته میشود که تعداد کارکنان شهرداری چندین برابر سازمان مصوب آن میباشد . قاعدتا باید چارهای برای این موضوع داشت . در همین ارتباط ، شهردار وظیفهی ارتقای دانش بدنهی مدیریتی شهرداری و ظرفیتسازی در حوزهی منابع انسانی برای پذیرش ماموریتها توسط نسل جوان است . دهم آنکه شهر تهران در برابر سوانح به ویژه زلزله آسیبپذیر است . بحث داشتن اندیشهای برای مدیریت بحران در کلانشهر تهران غیر قابل فراموشی است .
البته میتوان به این سیاهه افزود . لیکن به هر روی ، من به عنوان وزیر راهوشهرسازی از شهردار آیندهی تهران مشروط بر آنکه این فهم را از شهر داشته باشد و نخواهد شهرفروشی کند و این سیاستها را پیاده کند حمایت خواهم کرد . به امید اینکه شاهد اصلاح مسیر مدیریت شهرداری به جاده اصلی و افتادن بر روی ریل درست باشیم .
منبع: پرتال جامع اطلاعات تخصصی صنعت حمل و نقل :: www.iranway.com ::






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.