فرهنگ و حمل و نقل کد خبر: ۷۵۴۱

اولین روز یک راننده تاکسی

واتساپ

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه.

\

راننده جیغ زد و کنترل ماشین رو از دست داد. نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس.

\

از جدول کنار خیابون رفت بالا و نزدیک بود که چپ کنه. اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد.

\

برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد. سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: \”هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!\”

\

مسافر عذرخواهی کرد و گفت: \”من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه\”

\

راننده جواب داد: \”واقعآ تقصیر تو نیست. امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم. آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین حمل جنازه بودم\” !!!

در همین موضوع بخوانید

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.

ثبت دیدگاه

ایمیل شما منتشر نمی‌شود. تکمیل موارد ستاره‌دار الزامی است.