E E
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eپرده گوش، صماخ
به موقع، به هنگام، سروقت، سریع، زود، زودرس، پیش از موقع، کهن، قدیمی، اولیه، نخستین، آغازین، اوایل، ابتدا
قطع زودرس (موج) [چراغهای راهنمایی]
سبز زودرس (چراغ راهنمایی)
تسویه پیش از موعد
توضیح تکمیلی
رویدادی که طی آن مـستاجر مانده بدهی قرارداد اجـاره را پیش از سررسید پرداخت نموده و مـالکیت تجهیزات را به دست می آورد.
شروع زودهنگام [چراغهای راهنمایی]
نانآور، کار درآمدزا، کار پردرآمد
مزدبگیر، حقوقبگیر
درآمد، عواید، عایدی، منافع، سود
زمین، خاک
جاذبه زمین
کلوخه خاک
خاک مسلح
رانش زمین، رانش خاک
دیوار حایل خاکی