H H
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hعادت، خو، وضعتی (بدن، روح)
قابل سکونت، قابل زندگی
زیستگاه، بوم، زیستبوم، محل زیست
درشکه کرایهای، تاکسی (در بریتانیا)
تگرگ، تگرگ باریدن، تگرگ آمدن، خوشآمد گفتن، استقبال کردن، درود گفتن، صدا کردن، صدا زدن (تاکسی، شخصی)، گرامی داشتن، احترام گذاشتن
علامت دادن برای توقف اتوبوس (جهت سوار شدن)
مو، زلف، گیسو، پشم، کُرک، پرز
مویین، مویی، باریک، نازک
ترکمویی، ترک ریز (بتن، رنگ)
سنجاقک، بست میلگرد (قالببندی)
مارپیچ، قوس U شکل، پیچ تند، قوس نعلی شکل، قوس سرپانتین، قوس سرسنجاقی [راه]
نصف، نصفه، نیمی، نیم، نیمه، نیمسال، نرم، بلیط تخفیفدار، بلیط نیمبها
تقاطع نیمه شبدری
بلیط نیمبها، بلیط نصف قیمت
هالید، هالوژن