دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۴۳۵ مدخل · حرف N
پاک کردن فیلترها ×

نادبر، سمت‌‌القدم، پاسو، حضیض، نهایت افت، پایین‌ترین حد

نام، اسم، شهرت، آوازه، مشهور، معروف، شناخته شده، اسم گذاشتن، نامیدن، اسم بردن، مشخص کردن، معین کردن، در نظرگرفتن، نامزد کردن، منصوب کردن

باریک، کم‌پهنا، کم‌عرض، محدود، کوچک، ناچیز، ضعیف، کم، اندک، دقیق، مو شکافانه، باریک شدن، کم عرض شدن، کاهش یافتن، دقیق‌تر کردن، باریک کردن، عرض را کم کردن، محدود کردن