کرایه پرداختی برای فضای اشغال نشده، بار فاسد نشدنی سنگین یا مهارناپذیر
توضیح تکمیلی
(مثلاً پولی که برای اجاره کل یک کشتی پرداخت میشود، اما بار کمتر از میزانی است که کل فضای کشتی را اشغال نماید؛ یعنی برای فضای اشغال نشده نیز کرایه پرداخت میگردد.)
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
کرایه پرداختی برای فضای اشغال نشده، بار فاسد نشدنی سنگین یا مهارناپذیر
(مثلاً پولی که برای اجاره کل یک کشتی پرداخت میشود، اما بار کمتر از میزانی است که کل فضای کشتی را اشغال نماید؛ یعنی برای فضای اشغال نشده نیز کرایه پرداخت میگردد.)
بار مرده (سازه)
فوت در محل، مرگ در محل
شمعک قائم
ترافیک بسیار کند
وزن خالص وسیله حملونقل بدون بار، وزن خشکه
مسافر مجانی، بی بلیط سوار شدن (قطار، اتوبوس)، قطار خالی، ماشین خالی
سفر بدون بلیط، سفر بدون بار یا مسافر (وسیله نقلیه)
کرایه پرداختی به حملکننده برای سفر بدون بار
ضربالاجل، آخرین مهلت، موعد مقرر، سررسید
اشیای ثابت، اشیای بیپتانسیل، بارهای مرده
کری، ناشنوایی
فروشنده، دلال، واسطه [اتومبیل]
مرگ، مرگ و میر، مردن، فوت، درگذشت، نابودی، زوال، پایان
مرگ و میر جادهای، تلفات جادهای
نرخ مرگ و میر، میزان مرگ و میر