هزینه عمومی، هزینه کلی [ترافیک]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gتولید کردن، به وجود آوردن، ایجاد کردن، خلق کردن
ترافیک تولید شده، ترافیک ناشی شده
سفر تولید شده
نیروگاه برق
تولید، ایجاد، نسل
تولید تصویر، تصویرسازی
ایجاد طرح
تولید ترافیک، ایجاد ترافیک
تولید سفر
نرخ تولید، میزان تولید
مولد، ژنراتور، مولد برق، مبتکر، خالق، تولیدکننده
مولد سفر، تولید کننده سفر
آرام، ملایم (باد، شیب)، معتدل، آهسته
شیب ملایم، شیب کم
ژئوکامپوزیت
توضیح تکمیلی
(صفحه متشکل از مواد پلیمری که در عملیات ساخت جهت تقویت بستر در تماس با خاک قرار داده میشود.)