چرخه چراغ راهنمایی در تقاطع، سیکل چراغ راهنمایی تقاطع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱۶۲ مدخل · حرف Jعملکرد تقاطع
راه با تقاطعهای غیر همسطح
مجموعه تقاطعها
تقاطعهای ناهماهنگ، تقاطعهای هماهنگ نشده
مهندس تازهکار، مهندس کمتجربه
گورستان اتومبیل
سفر تفریحی و بدون هزینه، سفر تفریحی به خرج دولت
قضایی، حقوق، قانونی
حق قضاوت، حق قانونی، صلاحیت قانونی، اختیارات قانونی، قدرت قانونی، اختیار، حق نظارت، اختیارات، حوزه قضایی، حدود اختیارات قانونی، صلاحیت
شناسه محل، کد منطقه، کد محل
توضیح تکمیلی
(کدی که نشاندهنده محل فیزیکی راه میباشد و بعضی مواقع در مدلسازی ریاضی مورد استفاده قرار میگیرد.)
دادگاه قضایی ذیصلاح، دادگاه دارای صلاحیت قضایی
رویه قضایی، علم حقوق، علم فلسفه، قوانین
عدالت، انصاف، داد، عدل، تشکیلات قضایی، دادگستری، قاضی، قاضی دیوان عالی، حقانیت، درستی، صحت
دادگاه
دادگاه عدالت اروپا