نقشهکش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mسیاستگذار، تصمیمگیرنده سیاسی
ساخت، ساختن، تولید، ایحاد، ترقی، وسیله پیشرفت، راز موفقیت
نقشهکشی، تهیه نقشه
احداث راه، راهسازی
سوء مدیریت، سوء اداره
نقص، خرابی، عیب، ایراد، نقص درکار، بد کار کردن، درست کار نکردن
مرکز خرید، بازار، بازارچه، کلوخکوب، پتک زمینکوب
مرکز خرید پیاده
توضیح تکمیلی
(خیابانی دارای فروشگاهها و مغازههای متعدد که تنها عابرین پیاده در آن حق تردد دارند.)
مرد، اهل، آدم، انسان، شخص، فرد، بشر، خدمتکار، کارگر، کارمند
نفر ـ روز
نفر ـ ساعت
فصل مشترک بین انسان و ماشین
توضیح تکمیلی
(اندرکنش کاربر و ماشین)
چشمانداز مصنوعی
نفر ـ ماه
راننده آمبولانس