جدید، تازه، نو، تازه وارد، ناآشنا
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۴۳۵ مدخل · حرف Nبرآورد جدید
حفاظ نیوجرسی
روسازی جدید (نو)
منطقه مسکونی جدید
برف تازه
سازه نو، بنای نو، ساختار جدید
شهر جدید
تازه، به تازگی، جدیداً، اخیراً، به نحو جدیدی، به صورت جدیدی
بتن تازه ریخته شده
برسزنی بتن تازه ریخته شده
اخبار، خبرها، موضوع خبر، موضوع جالب برای خبر
خبرنامه، بولتن خبری
روزنامه، کاغذ روزنامه
روزنامه محلی
مقاله روزنامه