ترکیب شیمیایی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pپیشپرداخت
کارت پیشپرداخت
سیستم پیشپرداخت
کارت پیشخرید
تجویز کردن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، مقرر داشتن، معین کردن، تعیین کردن، دستور دادن
معین، مشخص، تعیینشده، مقرر، تجویز شده
نسخه، تصویر، رهنمود، پیشنهاد، تجویز
حضور، وجود، بودن، منش، مقام، شخصیت، مشی
حضور پویا، حضور دینامیک
شناسگر، آشکارساز
زمان حضور
حاضر، موجود، کنونی، فعلی، جاری، (مربوط به) زمان حال، معرفی کردن، ارایه کردن، طرح کردن، عرضه کردن، ایجاد کردن، پدید آوردن، برگزار کردن، اجرا کردن، نمایش دادن، نشان دادن
قیمت کنونی، قیمت حال
قابلیت سرویسدهی کنونی
شاخص خدمترسانی فعلی، شاخص سرویسدهی کنونی