دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۳۵ مدخل · حرف R
پاک کردن فیلترها ×

توپ، طاقه (پارچه(، رول (کاغذ)، حلقه (فیلم)، غلت، پیچ، پیچش، لیست، فهرست، سیاهه، ریز، غرش (طوفان)، غلتیدن، غلت خوردن، چرخیدن، پیچیدن، متلاطم بودن، غریدن، راه افتاده، به کار افتادن، غلتاندن، غلت دادن، چرخاندن، پیچاندن، غلتک زدن

روش حمل‌ونقل که در آن وسایل نقلیه در مبدأ سوار یک وسیله نقلیه دیگر (فری، قطار، هواپیما) شده و در مقصد از آن خارج می‌شوند.

چپ شدن ماشین، واژگون شدن، تجدید سرمایه‌گذاری، تمدید بازپرداخت بدهی