کوچک، کم، اندک، جزء، بیاهمیت، جزیی، ناچیز
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sنقشه یا مقیاس کوچک، نقشه کوچکمقیاس
کارگاه کوچک
تابلوی کوچک
پل یا دهانه کوچک
مؤسسات کوچک و متوسط
آبراهه، جوی کوچک
ترک مویی، ترک ریز
خانه کوچک، کلبه، آلونک
حرف کوچک (در الفبا)
شهر کوچکی که در آن در زمانهای منظم بازار مکاره برگزار میشود.
تیر کوچک
شیارشدگی با عمق کم (شدت کم)
میدان کوچک
رویهکاری با بلوکهای کوچک
شهر کوچک