حروف کوچک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sباهوش، هوشمند، زرنگ، سریع، تند
خودروی هوشمند
کارت هوشمند
سیستم کنترل هوشمند ترافیک
وسیله نقلیه هوشمند
مهدود، دودمه
دود، دود کردن، دود دادن، دود زدن
مه ناشی از دود، مهآلودگی ناشی از دود
انتشار دود
صاف، هموار (سطح، جاده)، آرام (دریا)، نرم، لطیف، بی دردسر، راحت، بدون اصطکاک (مکانیک)، صاف کردن، صیقل دادن پرداخت کردن
قوس ملایم
غلتک ساده، غلتک صاف
ترافیک روان
لاستیک صاف (بدون آج)
لاستیک صاف