تخصیص ترافیک به تسهیلات مختلف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aروند تخصیص، فرآیند تخصیص
امدادرسانی به مجروحین
یاری، کمک، مساعدت، مشارکت
امدادرساندن، کمک کردن، یاری رساندن
کمک فنی، مساعدت فنی (تخصصی)
معاون، دستیار، یاور، کمک
معاون مدیر
کمک حفار
دانشیار
معاون مدیر
گاز همراه
سنگ های نفت دار
لایه های نفت دار
مشارکت، همکاری، رابطه، ارتباط، انجمن، کانون
اساسنامه شرکت