باد غالب، باد همیشگی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pجلوگیری کردن، پیشگیری کردن، مانع شدن، متوقف کردن، ممانعت کردن
پیشگیری، جلوگیری، ممانعت، منع
پیشگیری از تصادف
فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمانیافته به منظور پیشگیری
احتیاطی، احتیاطآمیز، پیشگیرانه، بازدارنده، (مربوط به) پیشگیری، پیشگیر، اقدام احتیاطآمیز
نگهداری پیشگیرانه
اقدامات پیشگیرانه
اصلاح پیشگیرانه
پیش، قبل، پیشین، قبلی، سابق
اخطار قبلی
قیمت، بها، نرخ، قیمت گذاشتن، قیمت تعیین کردن، قیمتگذاری کردن، قیمت تخمین زدن، ارزش تعیین کردن، برچسب قیمت زدن
قیمت نقدی
قیمت قرارداد، مبلغ قرارداد
قیمت خرید، قیمت بدون سود
قیمت مقطوع، قیمت ثابت