برف پودری، گرد برف
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sضخامت کلی برف
نوع برف
توده انباشته شده برف، تل برف
تیغه برفروبی
ماشین برفخور، ماشین برفروب
ماشین برفشکاف و برفخور
زنجیر چرخ
پاک کردن برف، برفروبی
پوشش برف
دستگاه برش برف
دستگاه تشخیص برف، آشکارساز برف
برف بادآورده
حفاظ برف، دیواره برفگیر
جریان برف
میله برفنما