چمنکاری [اصطلاح آمریکایی]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sسدیم
نمک طعام، کلریدسدیم
سیلیکات سدیم
لامپ بخار سدیم
زیرنما، سطح زیرین (پله، تیر، قوس)، رأس درونی، تاج (لوله، آبرو)
نرم، شل، لطیف، ملایم، مبهم، محو، آهسته، آرام، ضعیف، سست، سبک (آب)، راحت، بیدردسر
قیر نرم
نسخه نرم، نسخه غیر چاپی (کامپیوتر)
پاک کننده ملایم
محوطه (چشمانداز) ایجاد شده با گیاهان
شانه تحکیم نشده (راه)
خاک نرم
شانه خاکی، شانه نرم
آب نرم، آب سبک، آب شیرین
نرم شدن، شل شدن، لطیف شدن، ملایم شدن، آهسته شدن، پایین آمدن، کاهش یافتن، کم شدن، تخفیف یافتن، تسکین یافتن، تعدیل شدن، نرم کردن، شل کردن، ملایم کردن، آهسته کردن، پایین آوردن، کاهش دادن، کم کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن، تعدیل یافتن