بحث، گفتگو، مجادله، مباحثه، مناظره، به بحث گذاشتن، بحث کردن، گفتگو کردن
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dبدهی، بدهکار، ستون بدهکار، در ستون بدهکار وارد کردن، از موجودی کاستن، به حساب بدهکار گذاشتن
برداشت از حساب به صورت خودکار
بازماندهها، بقایا، آت و آشغال، آثار باقیمانده، آوار (زمینشناسی)
بدهی، وام، قرض
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام
توضیح تکمیلی
نسبت کل بدهی به حقوق صاحبان سهام که به عنوان نسبت اهرمی یا دنده کاری هم شناخته می شود. موسسات فقط از دو منبع برای تامین مالی دارایی ها استفاده می کنند؛ بدهی و حقوق صاحبان سهام. بنابراین تامین مالی کل دارایی ها ، به این نسبت انجام می گیرد.
اشکال زدایی، رفع نقص، رفع عیب
دهه، یک دوره ده ساله، دهتایی، ده دهی
فوت، مرگ، مردن، درگذشت، درگذشتن، فوت کردن
تمرکززدایی، عدم تمرکز
سیستم کنترل غیر متمرکز
کم کردن سرعت، کند کردن سرعت، از سرعت کاستن
سرعت کاهی، کاهش سرعت
کاهش سرعت، کندسازی، سرعت کاهی، شتاب منفی (فیزیک)
تأخیر ناشی از کاهش سرعت
خط عبوری تقلیل سرعت، خط عبوری کاهش سرعت