کشسان، قابل ارتجاع، انعطافپذیر، تغییرپذیر، متغیر
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eتغییر شکل ارتجاعی
ضریب ارتجاعی، ضریب کشسانی
برگشت ارتجاعی، بازگشت الاستیک
بازگشت الاستیک
کشسانی، قابلیت ارتجاعی، انعطافپذیری، تغییرپذیری، الاستیسیته
مدول الاستیسیته، ضریب کشسانی (مصالح)
انعطافپذیری [تقاضا]
انعطافپذیری، الاستیسیته [مصالح)
الاستومر، رزین ارتجاعی
چسباننده ـ الاستومر
پا به سن گذاشته، پیر، سالخورده
مسن، فرد سالخورده
منتخب، برگزیده، انتخاب کردن، برگزیدن، اختیار کردن، تصمیم گرفتن
عضو منتخب
انتخاب، گزینش، رأیگیری، انتخابات