دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۸۰ مدخل · حرف F
پاک کردن فیلترها ×

حق‌الزحمه، اجرت، کارمزد، مزد، دستمزد، پول، وجه، حق وکالت، حق طبابت، حق تدریس، حق عضویت، ورودیه، حق ثبت‌نام، شهریه، ملک مورث (حقوق)

تغذیه، خوراک، غذا، لوله تغذیه، مجرای تغذیه، مواد، مایه، سوخت (فنی)، غذا دادن، تغذیه کردن، (آب دریاچه، مخزن را) تأمین کردن، روشن نگه داشتن (آتش)

غذادهنده، تغذیه‌کننده، خط تغذیه (برق)، شاخه فرعی، ریزابه (رودخانه)، خط فرعی، شاخه، شعبه (راه‌آهن، خط هوایی و ...)، جاده فرعی، فرعی (کانال، جاده، رود و ...)

شاخه فرعی راه یا راه‌آهن، خط فرعی (برای وسایل نقلیه)، خط تغذیه، لوله تغذیه (آب، گاز)