گذربان مدرسه، پلیس مدرسه
توضیح تکمیلی
(شخصی که مراقب عبور دانشآموزان از خیابان است.)
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
گذربان مدرسه، پلیس مدرسه
(شخصی که مراقب عبور دانشآموزان از خیابان است.)
همارز زیستی سروصدا
علامت آدمک سبز چراغ راهنمایی
(عبور عابر پیاده)
علامت آدمک قرمز چراغ راهنمایی
(ایست عابر پیاده)
اداره کردن، مدیریت کردن، گذراندن، چرخاندن، هدایت کردن، کنترل را در دست گرفتن، کنترل کردن، مهار کدن، موفق شدن، از عهده برآمدن
مدیریت، اداره، سرپرستی، تمهید، تدبیر، مدیران، کادر مدیریت، هیأت مدیره
مدیریت ناوگان اتوبوسرانی
مدیریت جامع ترافیک
مدیریت جامع، مدیریت کامل
مدیریت پایگاه دادهها
مدیریت بازرگانی
مدیریت تجهیزات
مدیریت فایل
مدیریت رویداد، مدیریت حادثه
مدیریت زمین
مدیریت پارکینگ