روغن نباتی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oروغن موتور سوخته
روغن فرّار
کمپانی نفت، شرکت نفت
مصرف نفت (سوخت)
میزان مصرف نفت (سوخت)
درجه نشاندهنده میزان روغن
نفتکش، تانکر نفت
(کشتی) نفتکش، گریسکار، تلمبه گریس، روغندان
پیر، مسن، سالخورده، کهن، قدیمی، کهنه، سابق، قبلی، پیشین
شخص مسن
سازه قدیمی، ساختار قدیمی
شهر قدیمی
اتوبوس (شهری)، مجموعه آثار، توده مردم، عامه
نصبشده، سوارشده
کامپیوتر نصبشده (درون وسیله نقلیه)، کامپیوتر درونوسیلهای