ماهواره ارتباطی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sارتباط ماهوارهای
تصویر ماهوارهای
سیستم سیار ماهوارهای
شهرک اقماری
رضایت، رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی، برآوردن، رفع، موجب رضایت، اسباب رضایت، پاسخ مقتضی، جبران، تلاقی، تأدیه، بازپرداخت (قرض)
راضی کردن، خشنود کردن، برآورده کردن، رفع کردن، قانع کردن، متقاعد کردن، ادا کردن، تأدیه کردن (قرض)
(در آب) خیساندن، کاملاً خیس کردن، پر کردن، انباشتن، اشباع کردن
سیر شده، اشباع
آب نمک اشباع شده
مخلوط اشباع
جریان اشباع
راههای اشباعشده
محلو اشباع(شده)
فاز اشباعشده، مرحله اشباعشده
اشباع، خیس کردن، خیس شدن، ترشدگی، خیسشدگی، کامل، سراسری