اداره متولی ترافیک، اداره راهنمایی و رانندگی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aاداره (متولی) حملونقل
اجازه، مجوز، اختیار، اعطای اختیار
مجوز برنامهریزی
مجوز برنامهریزی راه
مجوز (اختیار) مالی برنامه
مجاز، معتبر، مورد تأیید و تصدیق، دارای اختیار
حرکت مجاز
تابلوی مصوب (هر نوع تابلو یا علامتی که مطابق قانون به منظور تنظیم، هشدار یا هدایت ترافیک، در راه نصب شده باشد.)
سرعت مجاز
ایست مجاز
ماشین، اتومبیل، خودرو، سواری
مالکیت اتومبیل، مالکیت خودرو
تعمیرکار اتومبیل
مناطق ممنوعه برای ورود اتومبیل
اتوبان، بزرگراه بین شهری، آزادراه، شاهراه
توضیح تکمیلی
(راه اتومبیل رویی است که خطوط عبوری رفت و برگشت به وسیله پرچین و یا سکوی مخصوصی از یکدیگر جدا شده و راندن سریع وسایل نقلیه را امکانپذیر میسازد، در انگلستان motorway، در آلمان autobahn، در فرانسه autoroute، در ایتالیا autostrade و در آمریکا freeway گفته میشود.)