دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲,۱۹۸ مدخل · حرف P
پاک کردن فیلترها ×

(در کار) پیش رفتن، جلو رفتن، ادامه دادن، رهسپار شدن، شروع کردن، نشأت گرفتن، منبعث شدن، اقدام کردن، مبادرت کردن

دعوی حقوقی، اقامه دعوا، شکایت، جلسه، برنامه، گزارش، خلاصه مذاکرات، صورت‌جلسه، اقدامات،‌ کارها، حوادث، ‌اتفاقات، حوادث غیر مترقبه

فرآیند، روند، پروسه، روش، شیوه، جریان، دعاوی حقوقی، اقدام قانونی، جریان دعوا، مراحل دادرسی، احضاریه،‌ عمل آوردن، رسیدگی کردن، پردازش کردن