هدایت خودکار وسیله نقلیه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aتوزین خودکار وسیله نقلیه، وزن کردن وسیله نقلیه به طور اتوماتیک
اتوماسیون، اتوماتیکسازی، خودکار کردن
اتوماسیون سیستم پولی
اتوماسیون اداری
دستگاه خودکار فروش بلیط
اتومبیل، خودرو، سواری، ماشین
توضیح تکمیلی
(وسیلهای با سه یا چهار چرخ که معمولاً با موتور به حرکت درمیآید و برای نقل و انتقال مردم استفاده میشود.)
بازرسی اتومبیل، بازدیداتومبیل، معاینه خودرو
بیمه اتومبیل
کارخانه اتومبیلسازی، کارخانه تولید اتومبیل
اشغال اتومبیل
مالکیت اتومبیل، تملک خودرو
کاربری اتومبیل، استفاده از اتومبیل
مربوط به خودرو (اتومبیل)
صنعت اتومبیلسازی
خودمختاری، استقلال، آزادی عملی