دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲,۸۳۱ مدخل · حرف C
پاک کردن فیلترها ×

متراکم، انباشته، مملو، پرجمعیت (شهر)، پررفت و آمد، پر ترافیک، پر ازدحام

مختلط، آمیخته، قاتی، به هم چسبیده، جوش خورده، (سنگ‌ها، اجسام)، جوش سنگ، سنگ درهم (زمین‌شناسی)، در هم آمیختن، مخلوط کردن، توده کردن، فراهم آوردن