محصول تخریب، نتیجه خرابی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pتولید ناخالص مالی
فرآورده هیدروکربنی
محصول ساختهشده، فرآورده ساختهشده، محصول صنعتی
فرآورده خطکشی
محصول عملکرد
فرآورده نفتی
فرآورده بازیافتشده
محصول دستگاه نورد
فرآورده سمی، محصول سمی
استاندارد محصول
تولید، ساختن، استخراج (نفت و ...)، تهیه، محصول، فرآورده، میزان تولید
فعال، سازنده، مولد، پرکار، حاصلخیز، سودمند، ثمربخش، پرفایده، مثمر ثمر، پدید آورنده، باعث، موجب، (مربوط به) تولید، تولیدی
سازندگی، قدرت تولید، توان تولید، بازدهی، حاصلخیزی، باردهی، بهرهوری (اقتصادی)
پذیرش محصولات
خط تولید