نیمرخ عرضی، پروفیل عرضی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pتحلیلگر پروفیل، تحلیلگر نیمرخ
متوسط عمق پروفیل
آشکارساز نیمرخ
قوس اتصال نیمرخ
دستگاه اندازهگیری نیمرخ، نیمرخسنج
سود، صرف، منفعت، درآمد، فایده، بهره، نفع
کاهش سود
سود خالص
سودآوری، سوددهی، منفعت، بازدهی
سودآور، سودده، پرمنفعت، پرسود، مقرونبهصرفه، سودمند، پرفایده، مفید، پربار، بافایده
سود و زیان
برنامه، نقشه، طرح، برنامهریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامهنویسی کردن (کامپیوتر)
برنامه اصلی [اصطلاح آمریکایی]
برنامه خدماتی (کامپیوتر) [اصطلاح آمریکایی]
قابل برنامهریزی، قابل تنظیم