شمع (در اتومبیل) [اصطلاحآمریکایی]
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sشمع (در اتومبیل)
فضایی، (مربوط به) فضا، ناشی از بُعد مسافتی، مکانی، وابسته به مکان
توزیع فضایی
مخصوص، خاص، ویژه، به خصوص، استثنایی، قطار ویژه، ویژهنامه (روزنامه)، برنامه ویژه (رادیو، تلویزیون)
چسبنده سیمانی مخصوص راه
شرایط خاص (پیمان)
ویژگی خاص، مشخصه خاص
راه ویژه
فاز ویژه، مرحله خاص
روکش سطحی ویژه (خاص)
متخصص، کارشناس
متخصص محیط زیست، کارشناس محیط زیست
تخصصی شدن، تخصصی کردن، تخصص، دوره تخصصی
متخصص بودن، متخصص شدن، مشخص کردن، تخصیص دادن، اختصاص دادن، خصوصی کردن، اختصاصی کردن
به ویژه، به طور خاص، خصوصاً، صرفاً، به خصوص، علیالخصوص، مخصوصاً