سیستم تغذیهکننده
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fتغذیه، غذاخوراندن، سوخترسانی
آبرسانی
کابل تغذیه
فلدسپات، فلدسپار
توضیح تکمیلی
(خانواده مهمی از سیلیکاتهای آلومینیم همراه با سدیم، پتاسیم، کلسیم و باریم که در سنگهای آذرین یافت میشود.)
قطع کردن، انداختن (درخت)، از پای درآوردن، از پای انداختن
بریدن درخت
حصار منطقه حفاظت شده
نرده محافظ، حصار محافظ
نرده ایمنی، حصار ایمنی، جانپناه
حفاظ برف، دیواره برفگیر
حصار بادشکن
حفاظ چوبی، نرده چوبی
حصار، دیوار، پرچین، نرده، فنس، مانع، محصور کردن، حصار کشیدن، نرده کشیدن
حصار، حفاظ [ایمنی راه]
حفاظها و حصارها [ایمنی راه]