پیشامد تصادفی، حادثه احتمالی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rعدد تصادفی
جدول اعداد تصادفی
ترتیب تصادفی
پروفیل تصادفی، نیمرخ تصادفی
نمونه تصادفی، نمونه اتفاقی
متغیر تصادفی
سلسله، رشته (کوه)، گستره، حدود، محدوده، حیطه، طیف، حوزه، قلمرو، بُرد، میدان، زیستگاه، محل زندگی (حیوان، گیاه)، مرتع، چراگاه (در آمریکا)، مرتب کردن، منظم کردن، ردیف کردن، به خط کردن، به صف کردن، نوسان داشتن، در تغییر بودن، گسترش داشتن
محدوده دانهبندی
مقام، مرتبه، شأن، پایه، پایگاه، صف، ردیف، به صف در آوردن، ردیف کردن، به خط کردن
ایستگاه تاکسی (بریتانیا)
ایستگاه تاکسی (بریتانیا)
طبقهبندی، ردهبندی، رتبهبندی، رتبه، مقام، مرتبه، رده
طبقهبندی راه، رتبهبندی راه
معیار طبقهبندی، ملاک ردهبندی
تند، سریع، پرشتاب (شیب) تند، ناگهانی، سریعالسیر