درجه اشباع (خاک)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sسطح اشباع، میزان اشباع
جریان اشباع
میزان اشباع، سطح اشباع
نجات دادن، رهانیدن، خلاص کردن، مصون داشتن، ذخیره کردن، حفظ کردن، صرفهجویی کردن، پسانداز کردن، پول جمع کردن
زمان قراردادی محلی، زمان تابستانی (جلو کشیدن ساعات اداری برای استفاده از روشنایی روز در تابستان)
پسانداز، صرفهجویی
کاهش تصادف
صرفهجویی (در مصرف) انرژی
صرفهجویی حرارتی، اندوخته گرمایی
صندوق پسانداز
اره، اره کردن، اره کشیدن
برش ارهای
درز ارهشده (بتن)
گرشدگی (روسازی)، قلوهکن شدن (بتن)
داربست، چوببست