نرمافزار کمک برنامهنویسی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pخطای برنامهنویسی
زبان برنامهنویسی
پیشروی، پیشرفت، توسعه، رشد، پیش رفتن، پیشروی کردن، جلو رفتن، پیشرفت کردن، روبه بهبود بودن، بهتر شدن، ترقی کردن، ارتقا یافتن، ادامه یافتن، پیش بردن، جلو بردن
نمودار پیشرفت کار
پرداخت پیشرفت کار، پرداخت موقت، پرداخت علیالحساب، پرداخت مرحلهای
پیشروی، صعود، گذار، عبور، پیشرفت، ترقی، ارتقا، رشد، توسعه، سلسله، زنجیره، رشته، توالی، تصاعد (ریاضی)
تصاعد عددی، تصاعد حسابی
تصاعد هندسی
در حال پیشروی، پیشرونده، تدریجی، گام به گام، متوالی، درحال رشد، رو به رشد، فزاینده، تصاعدی (مالیات) درحال پیشرفت، در حال توسعه، رو به توسعه، در حال ترقی
ترمز تدریجی
ویرانی تدریجی (سازه)
ترکخوردگی پیشرونده (بتن)
گسیختگی پیشرونده
موج سبز متوالی (چراغ راهنمایی)
حرکت پیشرونده