توزیع طیفی انرژی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sتابش طیفی، تشعشع طیفی
طیفنگاری
طیف
طیف جذبی
دامنه سروصدا، طیف سروصدا
طیف صدا (صوت)
انعکاس آینهای، بازتاب آینهای
سخنرانی، نطق، گفتار، سخن گفتن، بیان، طرز سخن گفتن، گفته، حرف
گفتارساز (کامپیوتر)
سرعت، شتاب، با سرعت رفتن، با سرعت عبور کردن، با سرعت گذشتن، با سرعت غیر مجاز راندن، تسریع کردن، سرعت بخشیدن
چراغ راهنمایی القایی بر اساس سرعت (وسایل نقلیه نزدیکشونده به تقاطع)
حلقه آشکارساز سرعت
رابطه جریان ـ سرعت
جاده با محدودیت سرعت
تجهیزات سرعتسنجی