کانتینر، مخزن، صندوق، ظرف، جا
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cکانتینر با ظرفیت بالا
محفظه کاغذ، جای کاغذ، مخزن کاغذ
مخزن نمک
مخزن ماسه
کانتینر با گمجایش بسیار زیاد، ابر کانتینر
جلوگیری، ممانعت، بازداری، کنترل، مهار
ابزار بازدارنده
آلودگی، آلایش، ناپاکی، عدم خلوص
محتوا، مضمون، ظرفیت، گنجایش، میزان، مقدار، اندازه
مقدار (درصد) چسبنده
میزان قیر، درصد قیر
میزان سیمان، مقدار سیمان، عیار سیمان (بتن، ملات)
ظرفیت به مترمکعب
میزان رطوبت، درصد رطوبت
میزان فضای خالی