دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲۶,۶۵۹ مدخل
مرتب‌شده بر اساس واژه انگلیسی

بادبان، شراع، سفر دریایی، مسافرت دریایی، کشتی، با کشتی رفتن، سفر دریایی کردن، قایقرانی کردن، کشتیرانی کردن، با کشتی گذشتن، راندن، بردن، هدایت کردن (کشتی)

فروش و اجاره مجدد

توضیح تکمیلی

معامله ای که در آن شخصی تجهیزات در حال بهره برداری خود را به یک موجر می فروشد و هم زمان همان تجهیزات را از او اجاره می کند.