مهندسی بهداشت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلبهداشت عمومی، سلامت عمومی، سازمان بهداشت، تأسیسات بهداشتی، سیستم تخلیه فاضلاب
ماه، قمر، ماهواره، قمر مصنوعی، (کشور) تابع، (کشور) وابسته
ماهواره ارتباطی
ارتباط ماهوارهای
تصویر ماهوارهای
سیستم سیار ماهوارهای
شهرک اقماری
رضایت، رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی، برآوردن، رفع، موجب رضایت، اسباب رضایت، پاسخ مقتضی، جبران، تلاقی، تأدیه، بازپرداخت (قرض)
راضی کردن، خشنود کردن، برآورده کردن، رفع کردن، قانع کردن، متقاعد کردن، ادا کردن، تأدیه کردن (قرض)
(در آب) خیساندن، کاملاً خیس کردن، پر کردن، انباشتن، اشباع کردن
سیر شده، اشباع
آب نمک اشباع شده
مخلوط اشباع
جریان اشباع
راههای اشباعشده