طومارنمایی، نوردش، اسکرول کردن [کامپیوتر]
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمجسمهسازی، پیکرتراشی، مجسمه، پیکره، تندیس، مجسمه ساختن، مجسمهسازی کردن
دریا، آب، دریاها، آبها، (مربوط به) دریا، دریایی
ترافیک دریایی
حملونقل دریایی
رو به دریا، سمت دریا، بخش ساحلی، بخش کنار دریا، کنار دریا، کنار ساحل
عایق، درزبند، پوشش، مُهر و موم، درزگیری، درزبندی، آببندی
دوغاب قیری
توضیح تکمیلی
(قیر محلول یا امولسیونی که جهت اندود رویه راه به کار میرود.)
فقدان آببندی، از بین رفتن آببندی [درز]
اسلاریسیل
توضیح تکمیلی
(آسفالت حفاظتی است که از قیرابه یا قیر محلول همراه با مواد اسلاری (سنگدانههای ریز) تشکیل شده است و برای ترمیم و اندود رویه به کار میرود.)
اندود پوششی، سیلکت
درزگیر
ترک ماده درزگیر، گسیختگی ماده درزگیر
لامپ رشتهای انعکاسی، لامپ متشکل از فیلامان، بازتاب دهنده و عدسی
درز آببندی شده
درزگیری، آببندی