نسبی، متناسب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pتعیین نسبت (بتن، ملات)
تعیین نسبت مصالح سنگی
تعیین نسبت بر اساس حجم
تعیین نسبت بر اساس وزن
پیشنهاد، طرح، نقشه، برنامه
پیشنهاد مطالعه، پیشنهاد بررسی
پیشنهاد کردن، توصیه کردن، طرح کردن، مطرح کردن، قصد داشتن، نیت داشتن، در نظر داشتن
برنامهریزی پیشنهادی، طراحی پیشنهادی
سیستم پیشنهادی
پیشنهاد، طرح، مسأله، موضوع، مطلب، حکم، سخن، قضیه (هندسی)
اختصاصی (کالا)، انحصاری (نام)، ملکی (حق)، (مربوط به) مالکیت، (مربوط به) مالک، مالکانه
مالک، صاحب
مالک زمین
تحت تعقیب قرار دادن، تحت پیگرد قانونی قرار دادن، ادامه دادن، دنبال کردن، پیگیری کردن، پی گرفتن
تعقیب، تعقیب قانونی، پیگرد قانونی