ترافیک با سرعت پیاده، ترافیک بسیار تند
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sنوسانات سرعت، تغییرات سرعت
رابطه سرعت با حجم
ابزار هشداردهنده سرعت
افزایش سرعت، سرعت غیر مجاز
کیلومترشمار، سرعتسنج (در اتومبیل)
پیست اتومبیلرانی، بزرگراه (در آمریکا)
سریع، تند، پرشتاب، فوری، بیمعطلی
سیستم راهآهن سریعالسیر
خرج کردن، مصرف کردن، استفاده کردن، گذراندن، به سر بردن
هزینهها، مخارج، بودجه
مخارج دولت، هزینههای دولت
هزینه القا شده، هزینه القایی، هزینه انگیخته
کُره، گوی
گوی شیشهای
شبکه عنکبوتی
توضیح تکمیلی
(عبارت است از یک شبکه ارتباطی فرضی که دارای راههای اتصالی همسرعت بوده و منطقه مورد بررسی را مانند تار عنکبورت در برمیگیرد. این شبکه نمایانگر تخصیص سفرها در یک نظام فرضی است که عاری از هرگونه محدودیت شبکههای موجود میباشد.)