شکل ذره
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلشکل تابلو
سهم، بخش، حصه، بهره، قسمت، تقسیم کردن، قسمت کردن، شریک شدن، سهیم شدن، شرکت داشتن، سهم داشتن، شریک بودن
پیادهروی مشترک
خط عبوری مشترک
تاکسی جمعی، تاکسی گروهی
نرمافزار به اشتراک گذاشته شده
استفاده اشتراکی از خودرو، همپیمایی
همپیمایی، سواری مشترک
استفاده از راه به طور مشترک
تیز، برنده، تند (پیچ، شیب)، ناگهانی، سریع، مشخص، دقیق، روشن، واضح، سوزدار (هوا)، نافذ (نگاه)، زیرک، زرنگ
تیزگوشه
قوس تند
تیزلبه [ذره]
خرد شدن، شکستن، از هم پاشیدن، متلاشی شدن، فرو پاشیدن، متلاشی شدن، خراب کردن، ضایع کردن
شکستگی اتصال، خردشدگی درز