حریم (استحفاظی، حفاظتی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pمحافظ، حفاظتی، حفاظتکننده، دفاعی، (کلاه) ایمنی، حمایتی
پوشش محافظ
ابزار محافظ
لایه محافظ
ابزار محافظ، اقدام حفاظتی
پروتکل، تفاهمنامه، یادداشت تفاهم، تفاهم، تشریفات، اصول تشریفات
نمونه اصلی، نمونه نخستین، الگوی نخستین، مدل، نمونه
بیرونزدگی سنگدانه
ثابت کردن، اثبات کردن، به اثبات رساندن، نشان دادن، معلوم شدن، روشن شدن، ثابت شدن
تهیه کردن، فراهم کردن، مهیا کردن، آماده کردن، تدارک دیدن، شرایط کردن، مقرر کردن، قید کردن، تصریح کردن
ایالت، استان، ولایت، شهرستان، حوزه عمل، حوزه مسؤولیت، رشته، تخصص، صلاحیت
ایالتی، استانی، محلی، شهرستانی
راه محلی
شهرستان، شهر درجه دو
تهیه، تدارک، آمادهسازی، فراهمسازی، تأمین، پیشبینیهای لازم، اقدامات لازم، شرط، قید، قرار (قرارداد یا قانون)