عرشه پایینی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dعرشه بالایی، عرشه فوقانی
کف، عرشه، طبقه [اتوبوس]
پل صفحهای، پل عرشهای
دال کف پل، دال عرشه پل
روی کاری عرشه پل
اعلام، اعلان، اظهار، بیان، اظهارنامه (مالی)، اعلامیه، بیانیه
اظهارنامه گمرکی
میل، زاویه انحراف، انحراف (نقشهبرداری)
خلاصکردن، کلاچ گرفتن
ماده قابل تجزیه بیولوژیکی
تجزیه، تلاشی، از هم پاشیدگی، واپاشی، فساد، پوسیدگی
کم کردن فشار، کم شدن فشار، فشار برداری، تقلیل فشار
راهروی کم کردن فشار، دالان کاهش فشار
تمرکززدایی
تزیین، آرایش، آذین، آذینبندی، دکوراسیون