نردهکشی، حصارکشی، چوب، سیم، توری
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fضربهگیر، سپر، حفاظ
لنج، فِری، لنج مسافر بر، لنج اتومبیلبر، قایق بارانداز، گذرگاه آبی، معبر آبی، عبور دادن، گذر دادن، انتقال دادن، منتقل کردن
توضیح تکمیلی
(کشتی مسافر بر یا باربر که به طور مرتب از یک سوی رودخانه یا دریاچه به سوی دیگر حرکت میکند و کار پل را انجام میدهد)
گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)
لنج، فِری، لنج مسافربر، لنج اتومبیلبر
کوددهی (زمین، خاک)، گردهافشانی، تلقیح (گیاه)
کود
فیبر، تار، رشته، الیاف، نخ، بافت، ترکیب، تاروپود
روسازی بتن الیافی، روسازی بتنی تقویت شده با الیاف
فیبر کربنی
پشم شیشه، فایبرگلاس
فیبر فلزی
فیبر نوری
الیافسنجی
مزرعه، زمین، کشتزار، چراگاه، مرتع، میدان، محوطه، حوزه، ناحیه، منطقه، رشته (تخصصی)، زمینه کار، زمینه، عرصه، پهنه، میدان، عمل، حوزه کار، دامنه، گستره
میدان مغناطیسی